الشيخ أبو الفتوح الرازي

101

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه درعى از خانهء او جهودى دزديده بود ( 1 ) و در خانهء او بازيافته‌اند او را دست بداشته است ( 2 ) و در مردى از آن ما آويخته ، طعيمة ( 3 ) بن ابيرق را خواستند . رسول - عليه السّلام - ايشان را بخواند و همه را حاضر كرد و آن مجارّه برفت . رسول ( 4 ) - عليه السّلام - از حسن ظن به مرد مسلمان و از اتّهام او جهود را گمان برد كه خود ( 5 ) دزديده است و مسلمان مبرّاست ، خواست تا با جهودان ( 6 ) خصومت كند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و رسول را آن حال معلوم كرد . و روايتى دگر از عبد اللَّه عبّاس آن است كه طعيمة ( 7 ) بن ابيرق درعى از كسى بدزديد ، و آن درع در انبانى بود كه در آن جا پاره‌اى سپوست ( 8 ) بود ، آن انبان پاره‌اى سوراخ ( 9 ) كرد تا در راه [ آن ] ( 10 ) سپوست ( 11 ) مىريخت ، آنگه انبان بياورد و بر در سراى زيد بن السّمير ( 12 ) اليهودىّ بنهاد و درع به در ( 13 ) گرفت و به خانهء خود برد . چون بامداد بود ، خداوند درع طلب درع كرد ، درع نيافت . از سراى بيرون آمد ، سبوس ( 14 ) ريخته بود ، بر اثر آن برفت و پى به در سراى زيد بن السّمير ( 15 ) برد و او را بگرفت و پيش رسول آورد . رسول - عليه السّلام - همّت آن كرد كه آن جهود را دست ببرد ، خداى تعالى آيت فرستاد . ضحّاك گفت : آيت در مردى انصارى آمد كه درعى به وديعت به او ( 16 ) دادند . چون بازخواستند انكار كرد و گفت : خبر ندارم . مرد در او آويخت و او را پيش رسول آورد . قوم او بيامدند و گفتند : اين مردى صالح [ است ] ( 17 ) و اين خيانت [ 340 - ر ] به او لايق نباشد و خداوند درع بر او دروغ [ مى ] ( 18 ) گويد . رسول - عليه السّلام - گواهى

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : جهودى بدزديده است . ( 2 ) . تب : بداشته‌اند . ( 7 - 3 ) . اساس ، وز ، مت ، تب : طعمه ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، لب را . ( 5 ) . تب ، آج ، لب ، مر : جهود . ( 6 ) . آج ، لب ، مر ، لت : جهود . ( 11 - 8 ) . آج ، لب ، مر : سبوس ، لت : سبوست . ( 9 ) . وز ، مر : سولاخ / سوراخ . ( 18 - 17 - 10 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 12 ) . لت : زيد بن السّميت . ( 13 ) . مر : بر . ( 14 ) . تب : سبوست . ( 15 ) . لت : زيد بن السّمين . ( 16 ) . مر : با او .